چند کلام با معماری...
چند سخن از چند معمار بزرگ
هادي ميرميران:
به نظر من يک ويژگي مهم چنين اصلي، يعني اصل حرکت از ماده به روح از طريق سبک کردن و کم کردن جرم و افزايش فضا اين است که ديگر معروض زمان و مکان نيست. به نظر من آنچه معروض مکان و زمان باشد، قابل تداوم نيست و تاريخ مصرف پيدا ميکند. اما معماري ايراني داراي اصولي است که قابليت تداوم دارند
لوکوربوزيه:
من از تعطيلات متنفرم. اگر شما ميتوانيد ساختمانهايي را بسازيد، چرا بايد در کنار دريا بنشينيد؟
سانتياگو کالاتراوا:
من بيشتر وقتم را صرف کارفرماها ميکنم. زيرا معتقدم اين کار ما را به پيش ميبرد و آنها هم به آنچه که ميخواهند، ميرسند و از کار احساس رضايت ميکنند. اين روند باعث ميشود آنها بدانند که شما مسائل آنها را ميشنويد. همچنين اين تعامل موقعيت ابداع را براي شما فراهم ميآورد.
تادائو آندو:
هندسه شالوده و مبناي ادراک معماري است. من از طريق هندسه به اثر خود دست مييابم. در شناخت جهان معماري، زبان هندسه مانند زبان سازه اهميت دارد. هر دوي آنها در کنار خواص مصالح و عالم طبيعت، براي من سرچشمههاي زاينده و مهم الهام هستند
فيليپ جانسون:
پروژه؛ يعني شالوده دادن به يک فرم، درون يک نظم
لويي کان:
خلاقيت حقيقي کل زندگي را شامل ميگردد و به وسيله ابزارهايي از شهود بيان ميشود که فراسوي منطق و آن چيزي است که زبانهاي ديگر قادر به ابراز آن هستند.
سلام